رفت روباهي به تاكستان سبز
بي جواز و بي بيليت وفيش وقبض !
خوشه ها از شاخه ها آويخته
شهدها از حبه هايش ريخته
خوشه ها بالاي ديواري بلند
در امان از دست دزد و از كمند
گفت روبه : اي خدا ياري بكن
هيچ چيز بهتر از انگور نيست
واقعاً شد نمره ي انگور بيست
روبهك با آن دهان بس گشاد
زير پايش يك عدد آجر نهاد
بود كوته دست او با اين همه
ماند حسرت در دلش يك عالمه
گفت روبه : كاش دستم بود بيل
((دست ما كوتاه و خرما بر نخيل ))
ربهك عاجز شد وقدري گريست
گفت چيزي بدتر از انگور نيست
ایران :• فيلمبردارى مبتذل از دختران پولدار شگردى براى اخاذى ميليونى از آنان بود پليس قدم به قدم پرده از جزئيات فعاليت زنجيره اى شبكه اى مخوف برمى دارد كه در آن گروهى از جوانان قوى هيكل به ريختن طرح دوستى با دختران پولدار و شكار آنان مى پردازند. نخستين سرنخ از اين شبكه زيرزمينى زمانى در اختيار پليس قرار گرفت كه دختر يك كارخانه دار تهرانى فاش كرد از سوى پسرى آشنا و دوستان قوى هيكل او تهديد به اسيدپاشى ۱۰۰ ميليون تومانى شده است. بنا به اين گزارش، روز يكشنبه ۳۰ مرداد ماه سال جارى پدر و دخترى به پليس آگاهى تهران رفتند و با ادعاى اينكه پسر مورد علاقه دختر جوان چون وى تن به خواسته شوم او نداده است، تهديد به اسيدپاشى كرده و خواسته در ازاى دريافت ۱۰۰ ميليون تومان دست از سر اين دختر پولدار بردارد. وقتى كارآگاهان پى بردند كه دختر مرد كارخانه دار با پسر آشنا قرارى گذاشته تا پول ميليونى را به وى بدهد، با آموزشى كه به وى داده بودند، در قالب تيمى عملياتى در پارك نياوران به كمين نشستند تا اينكه عصر دوشنبه ۳۱ مرداد ماه سال جارى با چهار جوان قوى هيكل روبرو شدند كه با وجود گرفتن كيف پول از دختر مرد كارخانه دار، سعى داشتند او را بربايند و با خود ببرند. اين آدم ربايان زورگير در حلقه محاصره گرفتار شدند و با وجود سكوت در برابر تجسس هاى جنايى وقتى ديدند پليس پى به نيت شيطانى آنان برده است، اعتراف كردند كه طراح اين اخاذى ميليونى پسرى بود كه با دختر جوان رابطه دوستى برقرار كرده بود و با دستور او مى خواستند دختر جوان را نزد وى ببرند. مأموران اداره يكم پليس آگاهى تهران وقتى با چند شاخه اى بودن فعاليت اين جوانان قوى هيكل روبرو شدند و توانستند طراح اصلى اخاذى از دختر مرد كارخانه دار را رديابى كنند، به تجسس هاى قدم به قدم پرداختند و خود را در برابر گستردگى فعاليت يك باند زيرزمينى ديدند. اعترافات پسران قوى هيكل كه در دام پليس گرفتار شده بودند، نشان داد كه آنان به سركردگى جوانى معروف به «حامد خطر» مأموريت داشته اند با پوششى آراسته و ايفاى نقش ثروتمندان به طرح دوستى با دخترانى كه پدر و مادرشان پولدار بودند بپردازند و با كشاندن آنان به خلوتگاه و فيلمبردارى مبتذل از اين دختران، نقشه اخاذى هاى ميليونى را به مرحله اجرا درآورند. وقتى مشخص شد كه اعضاى اين باند مخوف، دختران زيادى را شكار كرده اند، رديابى گردانندگان اين شبكه را در دستور كار خود قرار دادند و پى بردند اشرار سابقه دارى با تشكيل گروه هاى زنجيره اى به اين باند پيوسته اند و دختران پولدار شكار اصلى آنان هستند. اين تجسس ها فاش كرد كه يك زورگير حرفه اى به نام «على» كه سال گذشته در روزهاى عيد بازداشت شده است نيز در اين شبكه فعاليت داشت و زمان فعاليت اين باند به چند سال پيش برمى گردد و يكى ديگر از اعضاى اصلى باند، قاچاقچى مواد مخدر و شيشه معروف به «اشكان ياكوزا» است كه از دو ماه پيش در بازداشت بسر مى برد. مرد قوى هيكل معروف به «آليش» يكى ديگر از اعضاى اين باند شكار دختران بود كه وى نيز همزمان با ديگر بازداشت شدگان تحت بازجويى قرار گرفت و شاخه ديگرى از اقدامات تبهكارانه را پيش روى كارآگاهان قرار داد. پليس در اين بررسى ها دريافت كه باغى در كرج پاتوق اصلى اعضاى باند شكارچيان دختران پولدار است كه اين جوانان قوى هيكل با ريختن طرح دوستى با دختران، آنان را به آنجا مى كشاندند و با هماهنگى هاى سازمان يافته به تهيه فيلم و عكس مبتذل مى پرداختند و براى اينكه از دختران اخاذى كنند، تهديد به آبروريزى با انتشار عكس ها مى كردند. همه بازجويى ها و اعترافات نشان داد كه مرد قوى هيكل معروف به «حامد خطر» كه بنگاه معاملات خودرويى را در شمال غرب تهران اداره مى كند، سردسته اين شبكه مخوف است و عده اى دختر نيز وقتى براى خريد خودرو به اين مرد مراجعه مى كردند، در دام نقشه شيطانى اش گرفتار مى شدند. بدين ترتيب، چهارشنبه ۳۰ شهريور ماه سال جارى، «حامد خطر» نيز از سوى پليس بازداشت شد و تحت بازجويى قرار گرفت. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، تجسس هاى قدم به قدم كارآگاهان اداره يكم در حالى ادامه دارد كه آنان توانسته اند بخشى از شگردهاى اعضاى باند در شكار دختران پولدار و نوع تهديدات هولناك آنان كه به هر حربه اى دست مى زدند را فاش كنند
چند تا عکس از یه دختر ناز تهرانی
این عکسهارو با رضایت صاحب عکس اینجا گذاشتم


گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه
ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده
همين ديگه .. خبر جديدي نيست
قربانت .. مادرت
راستي:گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه رابرايت پست کرده بودم